به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، براساس قانون حمایتی بسیار خوبی که در سال ۱۳۹۹ تصویب شد، افراد میتوانند زمانی که شاهد آزار یک کودک یا نوجوان هستند، به اورژانس اجتماعی خط ۱۲۳ اطلاع دهند.
شاید در شرایط پرتنش موجود که هرکس تنها به همان روز فکر میکند و از فردای خود خبر ندارد، صحبت کردن یا شنیدن درباره مسئولیت اجتماعی برای بسیاری از افراد کمی دور از انتظار باشد اما در همین شرایط هم اگر از مسئولیت خود غافل شویم فردای دشوارتری پیش رو خواهید داشت.
شاید تصور یک دختر ۱۰ساله ایرانی که وضع مالیاش بد نیست اما نه شناسنامه دارد و نه تا به حال به مدرسه رفته است، برای اکثر خوانندگان روزنامه دور از ذهن باشد ولی زیر پوست پایتخت کشور ثروتمندی چون ایران، کودکان زیادی وجود دارند که از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند؛ چه برسد به سایر شهرها و بدتر از همه اینکه ما میبینیم و به صد بهانه واهی از کنار آن میگذریم.
در این میان، فقر اقتصادی و فرهنگی نیز بستری برای کودکآزاری فراهم میکند. بسیار مهم است که در مناطق پرخطر، حاشیهای و دور از دسترس نهادهای اجتماعی، برخی مداخلات اجتماعی صورت بگیرد و در بسیاری از موارد با رویکرد محلهمحور میتوان به شناسایی کودکان در معرض آزار ک. مک کرد؛ از جمله کودکانی که تحصیل نمیکنند یا خانوادههایی که به دلیل شرایط اقتصادی نمیتوانند کودکانشان را به مدرسه بفرستند.
بازماندن از تحصیل، مصداقی از کودکآزاری به شمار میآید. در چند سال گذشته، تعداد کودکان بازمانده از تحصیل رو به افزایش بوده و یکی از مهمترین عوامل آن، شرایط اقتصادی و نوسانات در اقتصاد کشور است. بنابراین مداخلات مبتنی بر مسأله فقرزدایی، میتواند یک عامل مهم در پیشگیری از کودکآزاری
باشد.
از نظر فرهنگی نیز یک سری تابوها باید شکسته شود؛ مثلا باورهای اشتباهی مانند کتک زدن که در تربیت کودک وجود دارد. ترک این باورها با کار اجتماعمحور، فعالیت رسانهها، گفتگو با افراد شاخص محلات و برگزاری جلسات منطقهای، امکانپذیر است.
نکته مهم دیگر این است که باید قوانین قاطعی برای افراد آزارگر در نظر گرفته شود. البته در چند سال اخیر شاهد یک روند مثبت در این حوزه بودهایم و از وقتی قانون حمایت از کودکان و نوجوانان تصویب شد، به مراتب بهتر به مسائل کودکان و نوجوانان رسیدگی میشود؛ قاضیها رسیدگی ویژهای به پروندهها دارند و دادگاههای اطفال هم فعال هستند و شاهد تغییر نگرشها هستیم اما در زمینه آزارهای جنسی چون با تابو مواجهیم، جای کار بیشتری وجود دارد.
درباره مسئولیت اجتماعی در برابر آزار و خشونت علیه کودکان و نوجوانان و حدود آن، با دکتر سلمان قادری، جامعهشناس و استاد دانشگاه به گفتگو نشستیم.
مسئولیت اجتماعی چیست و افراد جامعه تا چه حد موظفند که تحت عنوان این مسئولیت، در امور دیگران مداخله کنند؟
- هر فرد در جامعه نسبت به افراد پیرامون خود به خصوص افراد آسیبپذیر، مسئولیت قانونی، شهروندی و اخلاقی دارد و نباید نسبت به دیگران بیتفاوت باشد؛ باید احساس وظیفه کرده و تلاش کند با احساس مسئولیت خود، چتر محافظتی برای افراد آسیبپذیر ایجاد کند. این که تا چه حد باید مداخله شود به عوامل مختلفی بستگی دارد.
در بعضی موارد نمیتوان این دخالت را به تعویق انداخت و نکته این است که گاهی این کار، بار قانونی هم دارد و بهتر است در مواردی که حاد نیست، موضوع به مراجع ذیربط اطلاع داده شود.
افراد آسیبپذیر چه ویژگیهایی دارند؟
افراد آسیبپذیر به اشخاصی گفته میشود که توانایی مواظبت و مراقبت از خودشان را ندارند و نیاز به حامی پیدا میکنند. افرادی که در این دستهبندی قرار میگیرند، عبارتند از کودکان زیر ۱۸ سال، دختران و زنان بهخصوص دختران و زنانی که مورد خشونت و آسیب قرار دارند یا در حاشیه شهرها زندگی میکنند، همچنین کودکانی که قربانی خشونت خانواده یا سوءمصرف مواد هستند یا والدین آنان اختلالات روحی و روانی دارند.
فرزندانی که پدر یا مادرشان زندانیاند، بهخصوص زمانی که کودکان مجبور به کار و زندگی در خیابانها میشوند، همچنین سالمندان، معلولان بهخصوص معلولان کمتوان ذهنی و بیماران خاص یا صعبالعلاج نیز در این دستهبندی قرار میگیرند.
البته مسئولیتپذیری فقط در سطح افراد جامعه کافی نیست، بلکه نهفقط در تکتک افراد که در سطح نهادها، جامعه و دولتها هم باید وجود داشته باشد و نباید به سطح افراد تقلیل یابد.
براساس قانون حمایتی بسیار خوبی که در سال ۱۳۹۹ تصویب شد، افراد میتوانند زمانی که شاهد آزار یک کودک یا نوجوان هستند، به اورژانس اجتماعی خط ۱۲۳ اطلاع دهند تا فرد آسیبدیده تحت حمایت سازمان بهزیستی یا سایر سازمانهای مربوطه قرار گیرد.
شاخصههای انواع و اقسام آزارهایی را که باید در آنها مداخله کرد بیان کنید.
- آزارها دسته بندیهای مختلفی دارند. اولین دسته، آزار جسمی مانند کتک زدن، آزارهای روانی مانند فحاشی، توهین، تحقیر و مقایسه کردن، آزار جنسی که مصداقهای مختلفی دارد، مانند لمس بدن کودک، در دسترس قرار دادن فیلمهای مستهجن، گفتن جوکهای رکیک یا سوءاستفاده جنسی از کودک.
دسته دیگری از آزارها شامل غفلت و اهمال است، مانند خانوادهها یا مراقبانی که به مسائل بهداشتی و تغذیه کودک اهمیت نمیدهند یا مانع تحصیل او میشوند. لازم به ذکر است که در قانون حمایت از کودکان، برای هریک از این جرمها مجازات خاصی تعیین شده است و وقتی پدر و مادر یا مراقبان، مرتکب یکی از این جرمها شوند طبق قانون محکوم خواهند شد و وظیفه بهزیستی، اورژانس اجتماعی و نیروی انتظامی است که با حکم قضایی برای کودک تمهیداتی بیندیشند که امنیت او را تأمین کند.
بسیاری از افراد از عواقب مداخله یا گزارش دادن آزارها میترسند، زیرا ممکن است خانواده فرد آسیبدیده بخواهند تلافی کنند، آیا برای این مسأله تمهیداتی اندیشیده شده است؟
- گزارشهای تماس گیرندگان و نامشان محرمانه باقی میماند و تحت هیچ شرایطی افشا نمیشود، بنابراین شهروندان هیچ ترسی به دلشان راه ندهند و خشونتهای خانگی را گزارش کنند.
مهمترین دلیل در تداوم آزار کودکان و زنان، سکوت اطرافیان است که اشتباه بهشدت بزرگ و خطرناکی به حساب میآید؛ میتواند عواقب فاجعهباری داشته باشد و جان فرد موردآزار را تهدید کند یا منجر به آزار طولانیمدت وی شود. وظیفه هر شهروند در چنین مواقعی سکوت نکردن
است.
اسم بهزیستی یا اورژانس اجتماعی نیز کمی ترسناک است؛ حتی برای افرادی که میخواهند گزارش بدهند. برای این موضوع چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟
- باید به شهروندان و البته کودکان آموزش داده شود تا زمانی که مورد آزار جسمی، جنسی یا روانی قرار میگیرند با افراد قابل اعتماد یا خط ۱۲۳ تماس بگیرند و از اینکه موضوع توسط مراجع قانونی پیگیری میشود، نترسند.
نکته مهمتر اینکه اگر شهروندان قوانین را مطالعه کنند - حداقل قانون حمایت از کودکان و نوجوانان را- بهتر میتوانند یاریرسان باشند. البته باید درباره این سازمانها هم شفافسازی شود تا اعتماد افراد
جلب شود.
ما درباره کودکان و زنانی صحبت میکنیم که آسیبدیده هستند و به احتمال زیاد مورد آموزش قرار نگرفتهاند. به این افراد چگونه باید اطلاعرسانی شود تا بتوانند درخواست کمک کنند؟
- شناسایی و حمایت از این دسته از کودکان و زنان به همت سازمانها و نهادها از جمله رسانهها و سازمانهای مردمنهاد برمیگردد. اکنون کودکان، چه خودشان و چه از طریق یکی از اعضای خانوادهشان، به گوشی هوشمند دسترسی دارند و با شبکههای اجتماعی آشنا هستند. با تولید محتوای آموزشی از طریق شبکههای اجتماعی یا از طریق رسانهها مثل فیلم و سریال، میتوان اینگونه آموزشها را به کودکان ارائه کرد.
البته کودکانی هم وجود دارند که در حاشیه شهرها زندگی میکنند و نمیتوانند حتی از این آموزشها هم استفاده کنند و تعداد زیادی از آنان قربانی میشوند. به نظر من در این قسمت، سازمانها و نهادهای غیردولتی از جمله انجمنهای مردمنهاد اهمیت ویژهای دارند و میتوانند نقش کلیدی و مؤثری در این زمینه ایفا کنند، یعنی این کودکان را شناسایی کنند و زیر چتر حمایتی قرار بدهند.
البته این موضوع را میتوان در سطح نهادهای قانونی مانند مدارس، باشگاههای ورزشی و بیمارستانها که نقش کلیدی در شناسایی و غربالگری کودکان آسیبدیده دارند نیز به صورت گسترده پیگیری کرد. در مدارس، اجرای طرحهای غربالگری کودکان آسیبدیده از طریق مشاوران، آموزش پرسنل و کادر آموزش در زمینه موضوعاتی مانند آشنایی با نشانههای اذیت و آزار و شیوههای آزار کودکان و برگزاری جلسات خانوادگی، همچنین آموزش مستقیم کودکان که چگونه از خودشان در برابر افراد آزارگر محافظت کنند و در زمان خطر با اورژانس اجتماعی یا خط ۷۰ صدای مشاور تماس بگیرند، میتواند مؤثر باشد.
در بیمارستانها هم کودکان آسیبدیده از طریق کادر درمان و مددکاران شناسایی میشوند و مداخلات قانونی، پس از تماس با اورژانس اجتماعی از طریق پروتکلهای بیمارستان انجام میگیرد. بسیاری از اوقات، این کودکان در باشگاههای ورزشی ثبتنام و به مربیان خود اعتماد میکنند و مسائل شخصی خود را با آنان در میان میگذارند. آموزش مربیان باشگاههای ورزشی میتواند کمک کند که میزان آسیبها کمتر
شود. در حوزه رسانهها هم میتوان محتوای آموزشی تولید کرد؛ برنامههایی متنوع در خصوص نحوه اعلام آزار به اورژانس اجتماعی یا فیلمهایی مانند «هیس دخترها فریاد نمیزنند» که فیلم تأثیرگذاری بود و در زمان خود باعث شد جامعه نسبت به آزار جنسی کودکان حساس شود.
تولید چنین محتواهایی به طور قطع میتواند حتی بیشتر از جلسات آموزشی تأثیرگذار باشد و باید به طور مداوم از طریق رسانهها بازتاب داده شود تا کودکان بتوانند با مراکز امنیتی آشنا شوند و به آنان اطمینان کنند.

نظر شما